تبليغاتX
فارغ التحصیلان دوره 11 دبیرستان مفید

غیبتم طولانی شد، البته اگر مهم باشه. یه سفر به مشهد رفتم و یه سفر به کلاردشت و شمال و 4-5 روز هم سرور شرکت خراب بود و 3-4 روز بنده تنبلی کردم و اندکی تاخیر فتاد در کار ما!!

مشهد بسیار شلوغ بود با اون فرودگاه مزخرف وهر کی هرکیش. حرم امام رضا رو هم که نگو..غلغله بود. برای اینکه خلوت تر باشه بعد از نیمه شب هم رفتیم . دم ضریح من خنده ام گرفته بود. نزدیک که نمیشد بشی. در فاصله 5-6 متری ایستاده بودم. یه عده جوون که با هم بودند از دور دورخیز می کردند و می پریدند روی سر و کول ملت و دست به ضریح میزدند.

بعد هم بر میگشتند و به هم پز میدادند.

یکی اون وسط از این صحنه ها عکس هم گرفت با موبایل که مامورین نتونستند بگیرنش. این صحنه ها احتمالا تبلیغ خوبی!! برای شیعیان خواهد بود. آخه مردک!! پریدن روی سر و کول و مردم له کردن اونها دست به ضریح زدن ثوابه؟؟!! فضای دم صبح حرم یه کمی روحانی تر بود...ولی ظاهرا دل سیاه من...

من و همسر گرامی و مادرم و پدر بزرگ مهمان دایی بودیم در مشهد. در فاصله خیلی دور از حرم. ولی مشهد رو نسبت به چند سال پیش بسیار قشنگ تر و مدرن تر دیدم. مراکز خرید و پاساژهای خوبی هم داشت که چیزی از تهران کم نداشت و البته شاندیز!

 

کلاردشت هم یه سفر14-15نفره بود که بد نبود. با اصرار من از سمت شمشک و دیزین رفتیم. کلاردشت رو هیچ وقت این گرم ندیده بودم. برای اولین بار با آدرس دهی آرش رفتیم

 مازی چال که جنگل سرسبز و آرومی بود که البته نعره های ما آرامش رو ازش گرفت!! و متاسفانه مه در کار نبود. دریا و جاده عباس آباد که من همیشه از رانندگی توی این جاده لذت می برم، سلام رسوندند!! یه چیزی من برای اولین بار دریای خزر رو بدون موج دیدم. مثل استخر...عجبیب بود برام. البته روز بعدش موجهای وحشتناک و طوفانی، جبران کرد دیروزش رو.جالب ترین بخش این سفر تورنمنت های فیفا ورلد کاپ کامپیوتری روی نوت بوک که حسابی کل کلی بود و البته داد بقیه رو در آورده بود . محل خواب من کنار پنجره ای بود با منظره ای فوق العاده. یک دشت سر سبز و کوهستان  بلند و البته ماه کامل و باد و نسیم خنک شبانگاهی و صبج گاهی.

تصویرش تو ذهنم میمونه برای مدتها..بگذریم.

 

دیروز 28 مرداد بود..سالروز کودتای آمریکایی – استبدادی بر علیه دکتر مصدق. دیروز شعبان بی مخ یکی از سر عمله های این کودتا به درک واصل شد. درست در همان روز کودتا. جالبه.

دیروز صبح توی اخبار رادیو با یه دکتر پشم الدینی صحبت میکردند. دقایقی ور زد ولی دریغ از اینکه حتی یک بار اسمی از دکتر مصدق ببره. از اسمش هم می ترسند.  

 

پ.ن. تیتر قسمتی از شعر سهراب سپهری می باشد.

+ نوشته شده توسط هومن ابراهیمی در یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385 و ساعت 11:32 قبل از ظهر |

مدرسه مفيد از جمله مدارس معروف و با كيفيت تهران است. البته بهتر است بگويم مدارس مفيد، چون به تدريج اين مجموعه رشد كرده است و يك مجتمع مدارس تشكيل داده است. دبيرستان شماره يك اين مجتمع در ابتداي خيابان زنجان سابق اولين مدرسه از اين مجموعه است. بعداً بزرگراه يادگار امام آمد يك تكه از سر خيابان زنجان را بريد. حالا اين مدرسه در ضلع غربي بزرگراه قرار گرفته و ديگر اتلاق خيابان زنجان براي محل آن بي مسماست. همان طور که در يادداشت قبلی ذکر کردم آشنايی من با اين مدرسه به دليل آن است که پسر دوم من، امين در اين مدرسه درس مي خواند. هدفم از اين نوشته تبليغ يک مدرسه نيست، اما برايتان توضيح می دهم که اين مدرسه جايگاه خاصی در فضای سياسی ايران دارد که ممکن است شناخت آن بی فايده نباشد.

كمي از سن حالاي امين بزرگتر بودم، حدود 28 سال پيش در خوابگاه شماره يك دانشگاه شريف اقامت داشتم، كه محل آن درست چسبيده به دبيرستان مفيد است. آن زمان در اتاق 212 (ساختمان قديمی) خوابگاه درست در منتهي اليه ضلع شرقي خوابگاه با رضا سيف الهي (كه بعداً فرمانده نيروي انتظامي شد) و مصطفي موهبت (كه بعداً از اعضاي بالاي مجاهدين خلق شد و همان اوايل در درگيري مسلحانه كشته شد) هم اتاق بوديم. هنوز يكي دو سالي به پيروزي انقلاب مانده بود. بالكن اناق ما مشرف بود به زمين كنار خوابگاه كه پر از نخاله هاي ساختماني و زباله بود و كمي آن طرف ترش تعداد زيادي آلونك نشين بودند. برخي از اين آلونك نشين هاي خيابان زنجان تا همين سالهاي اخير هم آن نزديكي استقرار داشتند. شنيدم که آخرين بازمانده هاي آنان در زمان شهرداري آقاي احمدي نژاد جمع آوري شدند.

اوايل سال 56 بود كه صبح يک جمعه از بالكن ديديم دو سه نفر دارند زمين كنار خوابگاه را بررسي مي كنند. يكي از آنها حاج آقاي روحاني چاق و درشت هيكلي بود كه از دور نمي توانستيم تشخيص دهيم كيست. بعدها فهميديم كه آقاي موسوي اردبيلي بوده است. آن روزها اولين اقدامات از بناي يك مؤسسه فرهنگي-آموزشي ماندگار به نام مفيد رقم زده می شد. اين مجموعه اكنون داراي سه دبيرستان و دو مدرسه راهنمايي است. در راستاي همين حركت آقاي موسوي اردبيلي در قم نيز دانشگاهي به همين اسم داير كرده است.

مدارس مذهبي در تهران و برخي شهرستانهاي بزرگ سابقه طولاني تري دارند. معمولاً خيرين و روحانيان علاقه مند به مسايل فرهنگي و تربيتي بنيان گزار اين قبيل مدارس هستند. به طور طبيعي اين مدارس و شيوه اداره آنها و نيز برنامه تربيتي كه در آنها پياده مي شود از گرايش ها و علاقه هاي سياسي و فكري بنيان گزاران آنها تأثير مي پذيرد. در اغلب موارد مدارس خصوصي از اين نوع، به تفكرات مذهبي سنتي و در مواردي نيز به انجمن حجتيه گرايش دارند. به مرور هر چه به زمان انقلاب نزديك تر مي شويم تك و توك مدارس مذهبي با گرايشات مدرن و انقلابي نيز شكل گرفتند.

قبل از انقلاب مدارس خصوصي معروفي بر مبناي تأكيدهاي درسي و علمي نيز وجود داشتند، مثل خوارزمي و هدف، كه در واقع مؤسسات انتفاعي آموزشي و رقابتي بودند كه رنگ و بوي خاص مذهبي نداشتند. بعد از انقلاب اين دسته اخير عملاً از هم پاشيدند. بعضي شان مصادره شدند، بعضي صاحبانشان رهايشان كردند و به انحاء مختلف آن فضاي رقابتي آموزشي از بين رفت. اما مدارس خصوصي مذهبي داراي حاميان و پشتيباناني در حاكميت بودند و لنگان لنگان به فعاليت خود ادامه دادند. در يك دوران هم كه افكار و ايده هاي چپ در كشور رونق داشت و بخصوص سالهاي اول جنگ همين چند مدرسه بازمانده دچار طوفان شدند.

ماجراها طولاني است و از ذكر آنها مي گذرم. خلاصه كلام اين که در مجلس سوم بحث شديدي درباره بودن يا نبودن مدارس خصوصي درگرفت كه سرانجام با تصويب قانون تأسيس مدارس غيرانتفاعي يك راه باريكه اي باز شد تا كساني كه از هفت خوان رستم عبور مي كنند و تا هفت جدشان در گزينش تأييد مي شوند بتوانند بدون سود بردن، صرفاً محض رضاي خدا مدرسه تأسيس كنند. بعداً با روي كار آمدن دولت راست مدرن هاشمي و به ويژه با وزارت نجفي در آموزش و پرورش، وضع برعكس شد و اين مدارس مورد تشويق قرار گرفتند. امكاناتي از قبيل زمين و وام هم به آنها تعلق گرفت.

از آن تاريخ تا به حال مدارس غيرانتفاعي بخشي در حدود 5 درصد از آموزش و پروش كشور را برعهده گرفتند كه به سهم خود بارقابل توجهي را از دوش دولت برمی دارد. از ظرايف روزگار اين است كه بسياري از همان چپ هاي دهه شصت آموزش و پرورشي كه با تمام قوا از حرمت و ممنوعيت مدارس غيرانتفاعي سخن مي گفتند در سالهاي بعد خودشان مجوز تأسيس مدرسه گرفتن و مشغول به كار شدند. به مرور برخي از شخصيت ها و جناحهاي سياسي و فكري نيز به اين نتيجه رسيدند كه توليت مدارس غيرانتفاعي كه با افكار و ايده هاي آنها نزديك باشد، مي تواند روشي براي نفوذ فرهنگي درازمدت اجتماعي برايشان فراهم كند. از آن جمله همين آقاي حداد عادل رئيس مجلس هفتم است كه مدرسه فرهنگ را در تهران تأسيس كرد. و يا مجتمع امام صادق كه تحت نظر آقاي مهدوي كني فعاليت مي كند و نمونه هاي ديگر.

در مجموع مي توان اذعان کردكه طيف نيروهاي راست در اين عرصه نسبتاً فعال تر بودند. مدارس معروف نيكان و علوي با فضاي خاص مذهبي و نسبتاً بسته و با كيفيت آموزشي بالا و نيز امكانات مادي قابل توجه، سرآمد اين جريان است. اما در طيف نيروهاي چپ، (به اصطلاح تاريخي آن، منظورم با استانداردهاي دهه 60 است) شايد تنها و تنها نمونه بارز و برجسته مدرسه مفيد باشد. هرچند در سالهاي بعد، همانطور كه گفتم مدارس متعدد ديگر توسط نيروهاي چپ و با افكار جديد تأسيس شد، اما مدرسه مفيد به دليل قدمت، كيفيت نيروهاي آموزشي و تجربه هاي خاص فرهنگي نمونه اي برجسته و متفاوت است.

آن طور كه مي گويند مفيد در سالهاي اوليه تأسيس با كمك هاي خيرين و مؤسسين آن به حيات ادامه مي داد و متكي به شهريه هاي دريافتي نبود. در سالهاي اول انقلاب به شكل يك مدرسه دولتي اما با كادر مستقل خود اداره مي شد. در دوران برو بياي چپ ها در زمان حيات امام خميني (ره) مدرسه پرنفوذ و مطرحي بود كه از حمايت هاي آموزش و پرورش نيز بي بهره نمي ماند.

در سالهاي جنگ تحميلي فرهنگ جنگ و جبهه تأثير ويژه اي بر فضاي فكري اين مدرسه گذاشته بود. مجموعاً اين مدرسه حدود 66 شهيد از ميان دانش آموزان و يا فارغ التحصيلانش (كه با مدرسه همكاري مي كردند) داشته است. بچه هاي مفيدي كه در جبهه يا به دست منافقين به شهادت مي رسيدند، جنازه شان را به مدرسه مي آوردند و طي مراسم مفصلي تشييع مي كردند. سالهاي 64 تا 66 اوج اين ماجراها بوده است. هر تشييع جنازه شهيد تا روزها و هفته ها فضاي مدرسه را تحت تأثير قرار مي داد و حالت خاصي را بر آنجا حكمفرما مي كرد.
از آن دوران تاكنون هر سال در مدرسه هفته خاصي به نام هفته شهدا تعيين مي شود و طي آن بچه ها با فعاليت بي شائبه اي به تجليل و يادآوري خاطرات شهداي مدرسه اقدام مي كنند. اين مراسم پس از نزديك 22 سال تكرار هنوز حاكي از شدت تأثير رخدادهاي جنگ و به ويژه شهداي دانش آموز در اين محيط است و به وضوح مي شود عمق اين تأثير را از نمايشگاهي كه برگزار مي كنند و مراسمي كه مي گيرند مشاهده كرد. هر چند نهايتاً گريزي از اين واقعيت نيست كه گرد گذشت ايام به تدريج از داغي و هيجان مراسم در بين نسل هاي بعدي كم مي كند و نمي توان همان روحيه دو دهه قبل را از آنها انتظار داشت. البته بچه هاي نجيب مفيد با تمام وجودشان تلاش مي كنند آن احساس و جوشش دوران جنگ را در خود زنده نگه دارند، اگر چه اين كار چندان هم آسان نيست. خدا رحمت كند مرحوم حاج آقا شكوري راد (پدر دكتر شكوري راد) را که طي حدود دو دهه مدير دبيرستان مفيد بود. البته در اين اواخر كارهاي اجرايي را به فرهنگيان جوان مفيد سپرده بود و تنها بر كارها نظارت مي كرد. بعد از وفات آن مرحوم، بچه هاي مفيد در مراسمي شبيه مراسم تشييع شهداي مدرسه او را نيز بدرقه كردند.

برخي از مديران و مسئولان مدرسه در دهه هاي اول انقلاب در حكومت و جريان هاي سياسي صاحب تأثير، نفوذ قابل توجه داشتند، كه از آن جمله است جريان سياسي "انجمن اسلامي معلمان" كه تا قبل از دولت آقاي هاشمي نفوذ زيادي داشت و بعد از آن در دوره اصلاحات نيز با فضاي فكري متفاوت، كم و بيش داراي تأثير بود.

در دوره اصلاحات به تدريج يك نكته روشن شد و آن اينكه بر و بچه هايي كه از مفيد فارغ التحصيل شده اند اگر علايق سياسي داشته باشند اغلب در روند رشد شخصيتي خود جذب جبهه اصلاحات مي شوند. به همين دليل دوستان اصلاح طلب هم بيشتر تلاش دارند فرزندانشان در اين مدرسه درس بخوانند. ويژگي مهم اين مدرسه آن است كه ضمن كيفيت آموزشي نسبتاً خوب و درصد بالاي قبولي در كنكور از يك فضاي فرهنگي سالم و قابل اعتماد برخوردار است.

اين فضا ضمن اينكه در پايه و اساس خود مذهبي است اما بسته و محدودكننده نيست. بچه ها احساس نمي كنند در منگنه فشارهاي فرهنگي مدرسه و محدوديت هاي اعلام شده يا اعلام نشده هستند. اغلب آنها نماز مي خوانند و در برنامه هاي اردويي و جلساتشان نماز جماعت بر پا مي شود، اما هيچكس بابت عدم شركت در آن مؤاخذه نمي شود. در مدرسه سعي مي شود قدرت تحليل و ديد سياسي بچه ها بالا رود، اما به طور مستقيم موضع خاصي به آنها القا نمي شود. در بين دانش آموزان و فارغ التحصيلان مفيد تعداد قابل توجهي از بچه هاي راست نيز ديده مي شوند. فضاي مدرسه براي بحث و تبادل نظر سياسي بچه ها باز است و آنها فرا مي گيرند كه به راحتي مي شود نظرات مخالف را شنيد، اما در عين حال آن طور هم نيست كه مثلاً در اثناي يك انتخابات خاص محيط مدرسه عرصه تاخت و تاز تبليغات احزاب واقع شود.

تصور من اين است كه آنچه باعث مي شود بخش قابل توجهي از بچه هايي كه از مدارسي نظير مفيد فارغ التحصيل مي شوند در دوره دانشجويي و پس از آن در زمره نيروهاي مؤثر اصلاح طلب قرار گيرند به هيچ وجه به تبليغات مستقيم يا موضع گيري سياسي و علني مسئولان اين مدرسه مربوط نمي شود. بلكه عامل اين امر عمدتاً به نوع تربيت آنها بر مي گردد كه از سويي تربيتي مذهبي و ارزشي است و از سوي ديگر در عمل با رفتارهايي از نوع تحمل و پذيرش ديگران و احترام به حقوق و آزادي شهروندان خو مي گيرند. به بيان ديگر پديده مفيد را نبايد پديده اي منحصر به يك گروه خاص از فرهنگيان و مربيان به شمار آورد. به نظر من در آينده شاهد نمونه هاي متعدد ديگر از محيط هاي تربيتي مشابه خواهيم بود.

منبع: http://shirzad.ir/2006/02/post_20.html

+ نوشته شده توسط کسری نوابی در دوشنبه شانزدهم مرداد 1385 و ساعت 8:43 بعد از ظهر |
ظهر از پله اول یوسف آباد میام توی خیابون ولی عصر. میخوام برم روزنامه بخرم. یه نفر کلی ارزن و ...ریخته توی پیاده رو..10-20 تا کبوتر یا کفتر چاهی با ترس میان و تند تند مشغول خوردن میشن. عابران هم بی تفاوت رد میشن و چند تایی کبوتر با ترس پرواز می کنند و باز بر می گردند. سعی میکنم وقتی از کنارشون رد میشم آروم برم. ولی همه شون می پرند. ظاهرا کبوترهای اینجا بی آزاری عابران رو باور ندارند.
صبح روز بعد پیاده از سر عباس آباد میام بالا..ماشین رو گذاشتم تعمیرگاه. روزنامه می خرم. عکس صفحه اول شرق تکان دهنده است. تمام نیم صفحه رو پوشونده. عکس جنازه کودکی خردسال در قانای لبنان رو برانکارد که به آرامی مرده!!! با اینکه دیروز توی سی ان ان و یورو نیوز و ...کلی از این تصاویر دیدم ولی این عکس تکونم میده...میام اون طرف خیابون...باز همون جای دیروزی ارزن ریختند...فقط یه دونه کبوتر داره دونه میخوره...از کنارش رد می شم..اونهم پرواز می کنه و میره...همین.


+ نوشته شده توسط هومن ابراهیمی در دوشنبه نهم مرداد 1385 و ساعت 11:59 قبل از ظهر |
نحمدك الله بنعمت الافتتاح هذه تونله و نشهد ان هذا الافتتاح بعد من تسعه سنين ، هو معجزة وقع بيد الابيض عبدك الكار درست المحمد الباقر القاليباف (دامة‌قاليه) من البلد المشهد المقدس. اللهم نريد ان يحفظ سقفه اقلا بعد ثلاثه سنين و نيم و لم نقف في اوله و وسطه و آخره. اللهم استغفر ذنوبنا و ذنوب طراح هذه تونله ( کرباسجی ) . و بحق هذه، اللهم عجل بالاتمام البرج الميلاد فهو كما مثل الميخ في عين شهرنا و مثل السيخ في حلق شهرنا.
آمين يا رب العالمين.

ترجمه:
 خداوندا، تو را حمد و سپاس مي‌گوييم به خاطر افتتاح اين تونل و شهادت مي‌دهيم كه اين گشايش بعد از نه سال، معجزه‌اي است كه به دستان سپيد بندة كاردرستي از بندگان تو، با نام محمدباقر قاليباف از اهالي طرقبه شهر مقدس مشهد انجام يافت. خداوندا سقف اين تونل را حداقل تا سه سال محافظت بفرما و ما را در اول و وسط و آخرش متوقف نفرما . خدايا گناهان ما را بيامرز و گناهان كرباسچي را كه طراح آن بود ( و تمام شهرداراني كه بعد از او آمدند و تمام عوامل و كارگران اين تونل را ) و به حق آن، در افتتاح برج ميلاد تعجيل فرما كه اين پروژه ناتمام مثل ميخي در چشم و سيخي در حلق شهر ما مانده است.
آمين يا رب العالمين.
+ نوشته شده توسط کسری نوابی در پنجشنبه پنجم مرداد 1385 و ساعت 7:51 بعد از ظهر |
آقا ما دیشب زرتمون قمصور شد. باز سردرد شدید و حالت تهوع وسط حیاط و جلوی در خونه!!! فکر کن!!

جناب آقای مهرداد...دکتر جون....یه علفی تجویز کن ما خوب بشیم....هر چند اگر همون اول که سردرد شروع شد قرص نوافن همراهم بود ...خوب میشدم....

الان که این ها رو نوشتم...دچار شک و تردید که شدم که جای این حرفها تو وبلاگه...؟!! یا ایمیل گروه رو گذاشتن واسه این چیزا...

سعی میکنم دیگه از این مزخرفات ننویسم.

عزت زیاد

+ نوشته شده توسط هومن ابراهیمی در چهارشنبه چهارم مرداد 1385 و ساعت 10:30 قبل از ظهر |
اگر تمايل به دریافت روزانه مطالب به صورت ایمیل داريد، ایمیل خود را در فرم پایین سمت چپ صفحه وارد کنید و دگمه ( تایید ) را بزنید.
+ نوشته شده توسط کسری نوابی در چهارشنبه چهارم مرداد 1385 و ساعت 8:3 قبل از ظهر |

نسیم وصل با افسردگان چه خواهد کرد      بهار تازه به برگ خزان چه خواهد کرد

 هر وقت با خدا خلوت می کنید این همان توجه است . چنان حق را می بینی که حس می کنی قوای ظاهری شما آرام شده است. درون آدم چقدر قشنگ است . چون باطن ، قیامت و حساب و برزخ و بهشت است. همه اینها در باطن است . ظاهر آدم همان است که در دنیاست؛ ترس، وحشت، اضطراب ، نان و آب .از مجالس مرحوم اسماعيل دولابی

ز فیض ابر چه حاصل گیاه سوخته را

 

                                                                                                                                                  التماس دعا

+ نوشته شده توسط حمید رهنما در چهارشنبه چهارم مرداد 1385 و ساعت 7:22 قبل از ظهر |

خب این تونل رسالت هم بعد از 9 سال و اندی افتتاح شد. کاری که قرار بود ظرف 32 ماه انجام بشه، بعد از 9 سال و با کلی تبلیغات و سر و صدا افتتاح شد. به قول کرباسچی که خودش بانی این کار بوده، مقایسه این تونل 1800 متری با تونل 50 کیلومتری مانش که از زیر دریا میره و 3 خط ترن و چندین خط عبوری اتوموبیل داره(اگر اشتباه نکنم). از اون کاراست. از فردای افتتاح این سولاخ! اس ام اس های تولید شده در رابطه با این تونل و برج میلاده که سرازیر شده!!! که مودبانه ترینش اینه چون این تونل در روز زن افتتاح شده قراره که برج میلاد هم در روز مرد افتتاح بشه.

و اما ببینیم که این تونل چه فایده ای داشته است. صبح فردای افتتاح بنده هم این تونل رو افتتاح کردم و موندم توی ترافیک سنگین انتهای تونل...چرا؟ چون یهو در خروجی تونل مسیر باریک میشه و ترافیک داریم!! همین عدم توجه به جزئیات و خروجیهای مناسب گند میزنه به کل پروژه. مردم که ماشاالله خیلی با فرهنگ هستند، بوقزنیهای روز اول رو گفتیم حالا خوشحالند برای افتتاح تونل. پریشب که میخواستیم از تونل رد بشیم. دیدم توی لاین مخالف ماشین عروس و همراهان وسط تونل توفق کرده اند و دارند بعضیها دنده عقبی توی تونل!! ویراژ!! می دن و ...وارد تونل هم که شدیم صدای نعره ها و سوتها و بوقهای ملت سوراخ ندیده به هوا برخاسته بود. آخی خب آخه تفریح مردم همیناست دیگه!!

ولی خب عیبش رو بگفتیم هنرش رو هم بگیم که انصافا روی ترافیک همت اثر مثبت گذاشته و البته از همه مهم تر خروجی کردستان به همته که از بدقلق ترین جاهای تهران بود، و الان خیلی خلوت شده.

و اما این همه سر وصدا و تبلیغات برای افتتاح این تونل و تبلیغات دیگه شهرداری نظیر 137 و پس گرفتن شکایت از رسانه ها اینه که دکتر! " قالیباف " متوجه شده اند که راه ریاست جمهوری از شهرداری می گذرد و...در مورد 137 خود من یکبار بهشون زنگ زدم . توی زمستون یه پژو توی برف سر خورده بود و سر پیچ جلوی درب ملاقاتهای زندان اوین رفته بود توی گارد ریل و اون رو شکونده بود در حین سقوط توی رودخونه روی لوله های گاز و آب و ...متوقف مونده بود. ما دو روز بعد زنگ زدیم به 137برای تعمیر گارد ریل و توضیح دادیم با نشانی کامل و دقیق. طرف از اون ور داشت تایپ می کرد، از من می پرسید ببخشید شهید اعرابی رو با عین می -نویسند؟؟!! خلاصه ده دوازده روزی گذشت و هیچی و ما دو سه بار زنگ زدیم برای پی گیری. (اونهایی که فهمیدن من کجا رو میگم میدونن که جای خطرناکیه و بدون گارد ریل ماشین راحت میره تو رودخونه!!) هی گفتن که میان و...بالاخره اومدن و چند شاخه میلگرد 10 به جای لوله 6 اینچی!! نصب کردن...مثلا به عنوان گارد ریل!! که البته اونهم شاید کار شرکت گاز باشه که از ترس آسیب دیدن لوله های گاز خودش  اینکار رو کرده چون نوار زرد رنگ شرکت گاز به عنوان تاکید و هشدار روی میلگردها بود! توی این چند ماه هم این خیابون شهید احمد پور و اعرابی که به سمت درکه میره و خیلی باریک و پر ترافیکه...بارها اومدن به خاطر آب، برق، تلفن، تغییر محل علمک گاز !!! در نوبتهای مختلف کنند. به خدا قسم اغراق نمی کنم، عین واقعیته!. برای همه این چیزها و در نوبتهای مختلف مثل فیلمهای کمدی اون میکند و پر می کرد و بعد اون یکی می کند و پر نمی کرد تا ده روز دیگه و...!!! خلاصه اینها همه اش تبلیغاته و...هر چند که کارهای مثبت هم انجام میشه که اصولا وظیفه شهرداری چیزی جز این نیست.

 

+ نوشته شده توسط هومن ابراهیمی در سه شنبه سوم مرداد 1385 و ساعت 9:58 قبل از ظهر |
سلام - خوش آمدیم!!
+ نوشته شده توسط هومن ابراهیمی در سه شنبه سوم مرداد 1385 و ساعت 9:54 قبل از ظهر |

سلام مجدد

اين وبلاگ (دبيرستان مفيد - دوره 11) به صورت با چند نويسنده (وبلاگ گروهي) تعريف شده است. يعنی هر کس که ذوق نويسندگی دارد می تواند توش قلم فرسايی کنه !

و حق:

  •  دسترسی و ویرایش مطالب نوشته شده توسط خود نویسنده
  •  ویرایش و تعریف موضوعات جدید برای مطالب

 را دارد.

علی الحساب هومن و محمود به جرگه نويسندگان وارد شدند. هر کس تمايل دارد به من خبر بده چون قبلش بايد برایش username و password تعريف بکنم.

ارادتمند

کسری نوابی

+ نوشته شده توسط کسری نوابی در دوشنبه دوم مرداد 1385 و ساعت 11:41 بعد از ظهر |
سلام خدمت همه دوستان عزيز

مدت زيادی که که از اکثرشما خبر نداشتم. ولی از طريق گروه هومن عزيز تقريبا در جريان حال و احوال اکثر شما قرار می گرفتم.
چند روز قبل پيشنهاد محمود را برای داشتن سايت و weblog جالب ديدم و برای اينکار سايت دوره 11 مفيد را درست کردم که weblog هم داره.
در هر صورت فعلا کار راه مي اندازه تا سر فرصت کاملش کنم.
آدرسش: www.mofid.net است.
خوشحال ميشوم اگر نظراتتان را بری تکميلش برام بفرستيد. در ضمن می توانيد عکسهاتون را هم بفرستيد تا توی سايت بگذارم.

ارادتمند همگی
کسری نوابی

+ نوشته شده توسط کسری نوابی در دوشنبه دوم مرداد 1385 و ساعت 3:40 بعد از ظهر |

Add to Technorati Favorites