تبليغاتX
فارغ التحصیلان دوره 11 دبیرستان مفید
تبریک می گم به خودم و خیلی از دوستان به خاطر پایان سریال مزخرف نرگس.
دیشب به اهل و عیال مژده دادیم که به همین مناسبت با گرفتن حقوق سر برج شام مهمانشان خواهیم کرد!!
من تقریبا 40-50 % سریال نرگس رو دیدم از سر بیکاری یا دور هم نشستن و این که زورمون نرسید کانال رو عوض کنیم. البته بعضی وقتها هم وقتی با دوستان فیفا می زدیم صداش میومد. هر چند این جور سریالها رو با دیدن چند قسمت همه داستان داستان رو میفهمی. تولید و پخش این سریال با سوتیهای فراوان آن توهین مستقیم به شعور ملت بود که متاسفانه زیر سایه شعار پرمخاطب بودن قضیه را توجیه می کردند. اولا که ملت وقتی چاره ای نداشته باشند و حق انتخابی هم نباشه مجبورند این چیزها رو نگاه کنند و ثانیا وظیفه صدا و سیما فرهنگ سازی و بالا بردن سطح شعور و سلیقه مردم است نه...
ثالثا، مرگ پوپک گلدره و حواشی سریال هم باعث استقبال بیشتر شد.
پایان سریال هم که ...بر خلاف مسائل لو رفته و مشهود !! آق بهروز از ایدز معاف شدند و فقط دچار بیماری توهم از بیماری شدند. منتهی من نمیدونم چه توهمی بود که طرف همه اش دچار خونریزی بود و جوشهای رکیک!! بر سر و صورتش بود و...شاید خواستند ملت رو سورپریز کنند و با لو رفتن آخر داستان ، یه داستان دیگه سرهم بندی کردند. شاید البته.
سوتیهای جزئی که توی هر قسمت بود هم فراوونه.
مثلا تلفنی صحبت کردن بهروز و نسرین، و گفتن بهروز که به این آدرسی که میگم بیا، و ندادن آدرس در آخر کار و رفتن نسرین. استفاده از بچه یک ساله به جای یکروزه. استفاده از یک پراید خاص با یک شماره و راننده خاص برای ماشین دربست همیشگی تو خیابون!!
رفتن نسرین بچه به بغل به دفتر کار شوکت و آمدن بیرون از آنجا بدون بچه و...!!
  .با خوندن5-6 شماره اخیر هفته نامه همشهری جوان خیلیهاش رو پیدا می کنید.
بازیهای فوق العاده !!! بازیگران هم در سطح سریالهای خانواده ظهر هر روز بود که بهتر بود اصلا سریال همون موقع پخش می شد. البته بازی حسن پور شیرازی - شوکت - از جنس دیگری بود.
خلاصه هر مزخرفی بود ، تموم شد و علی الخصوص ما عاشقان پخش مستقیم فوتبال اروپا رو خوشحال کرد که این مدت کلی فوتبال رو غیر مستقیم دیدیم یا اصلا ندیدیم، هر چند شایعه هم هست که ممکنه باز هم فوتبالها مستقیم پخش نشه، به علت کمبود بودجه و...البته هر کسی میدونه که خرید یک فوتبال خارجی هزینه اش کمتر از یک قسمت سریال در میاد و اونهم تازه با تبلیغات بسیار صدا و سیما راحت هزینه اش درمیاد.
خلاصه از امشب دیگه شوکت پلنگ و نرگس مثبت و فضول خان و نسرین قورباغه و بهروز مزلف و احسان پپه و غووول بهار و اعظم جیغ جیغو و سمانه لزلزو!!! و ...رو نمیبینید.
نرگس تمام گشت به پایان رسید قبح....نه...نهضت ادامه دارد.

پ.ن.
اس - ام - اس های بسیاری در رابطه با این سریال پخش شد که جدیدترینش در مورد 74 شب متوالی نماز خوندن نرگس در این سریال بود که به علت بی تربیتی بودن از  ذکر بقیه مطلب خودداری می گردد!!

+ نوشته شده توسط هومن ابراهیمی در یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385 و ساعت 9:40 قبل از ظهر |

هر وقت سر مزار دایی میرفتیم، پدرم می رفت بالای مزار آقای طالقانی که همان نزدیکی بود و فاتحه میخواند. و الان من هر وقت برای دیدن پدر و دایی به بهشت زهرا می روم. به جای پدرم سر مزار آقای طالقانی، فاتحه میخوانم.

پ.ن.
الف- همین الان یادم آمد که موتوری در خیابان طالقانی به پدرم زد!!
ب- این نوشته یهو به ذهنم رسید با خواندن مطلب آقا بهمن
ج- روزنامه شرق توقیف شد. حالم گرفته شد شدید. شاید توی همه روزنامه های اصلاح طلب دوام این یکی از همه بیشتر بود . کاملترین روزنامه که حتی 4 صفحه ورزشیش می ارزید به کل روزنامه های ورزشی. باقی مطالب که جای خود دارد.

+ نوشته شده توسط هومن ابراهیمی در دوشنبه بیستم شهریور 1385 و ساعت 3:46 بعد از ظهر |

مثل تمام این سه سال ، که حداقل هر دو سه شب یه بار خواب بابا رو میبینم. باز خوابش رو دیدم. یه لباس یا شال سفید رنگ پیچیده بود دور خودش. من سعی می کردم از کاری منصرفش کنم که یادم نیست چی بود. روی صندلی نشسته بود ، آرنجهاش روی میز چوبی بود. سرش رو تکون میداد و راضی شده بود...مثل همیشه چند دقیقه ای بیدار شدم. با اشکهایی در گوشه چشمهام. یادم اومده بود که بابا دیگه نیست. دوباره خوابم برد....بعد از دیدن کلی خواب بی ربط مثل دنبال زمین فوتبال سالنی گشتن!! این بار خواب پدر بزرگ مرحومم رو دیدم. بابای بابا. از سال 71 تا 76 زمین گیر بود و بعد فوت کرد. توی خواب با تعجب دیدم که روی پاهای خودش راه میره ولی نمیتونه صحبت کنه و حواسش سر جاش نیست. اونهم سر تا پا سفید پوشیده. با تعجب می پرسم چطور شد که راه میره...میگن با عزیز آقا بردیمش یه بیمارستانی با دوازده هزار تومن خوبش کردند!! توی خواب بیداری یادم اومد که بابا بزرگ هم فوت کرده. بیدار که شدم چشمام خیس بود. فکر میکردم کاشکی پول داشتم و خونه بابا بزرگ رو توی گرگان می خردیم. خونه ای قدیمی که چند سال پیش فروخته شد ولی هنوز همونجوری افتاده. خونه ای پر از خاطرات.بلند میشم که برم سر کار........جلوی آینه متوقف میشم.گوشه آینه عکس بچه گیهای من و آرشه که دو طرف بابا ایستادیم. توی حیاط خونه بابا بزرگ.

مامان رفته گرگان. باید بهش زنگ بزنم که اگر تونست بره امامزاده عبدالله سر قبر بابا بزرگ و مادر بزرگ. هرچند، به  احتمال زیاد خودش میره.

+ نوشته شده توسط هومن ابراهیمی در پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385 و ساعت 10:40 قبل از ظهر |
من عاشق آهنگهای رضا صادقیم....اولین بار با آهنگ مشکی رنگ عشقه شناختمش...ولی با آهنگها و آلبومهای دیگه اش بیشتر حال کردم. الان هم توی ماشین 60-70 درصد مواقع رضا صادقی گوش میدم. همسر گرامی هم با وجود اینکه دوست داره آهنگهاش رو بعضی وقتها میگه...تو خسته نشدی؟ از بس گوش کردی اینها رو؟ خلاصه ما همه اش منتظر کنسرت آقا رضا بودیم که دیشب جای همه خالی رفتیم کنسرتش. به من خیلی خوش گذشت. جزو بهترین کنسرتهای تاریخ زندگیم بود و قطعا اکتیو ترین و پر انرژی ترین اونها. هر چند زمان یکساعت و نیمه کم بود براش. ولی خیلی از آهنگهای باحالش رو اجرا کرد. البته دوست داشتم آهنگ "عشق صادق" که جزو بهترین آهنگاشه رو هم اجرا کنه که نکرد.
از شخصیت و افتادگی و گرمی خود رضا هم خیلی خوشم اومد. متولد 1358 بندر عباسه و به خاطر تزریق اشتباهی پنی سیلین به عصب در سن دو سالگی از ناحیه پا معلوله.
با زبون بی زبونی گفت که بعضی آهنگهاش رو چون اجازه ندادند نمیتونه بخونه. ...
نکته منفی کنسرت، مکان نامناسبش بود که البته کلی معذرت خواهی کرد و گفت این بهترین مکانی بود که اجازه دادند. صندلیهای بی شماره در فضای باز. کلی درگیری برای اینکه ملت صندلی از عقب میاوردند و توقع داشتند صاف بیان بشینند رو سر تو و بقیه!!
ولی به هر حال خوش گذشت فطیر. کنسرت در محل کاخ سعد آباده و امشب و فردا شب هم هست.
<a href="http://saharmusic.ocm/">اطلاعات بیشتر</a>
 یه توپولوف دیگه هم افتاد .دیشب توی کنسرت فهمیدم چون اول کنسرت اعلام کردند که همشهریاشون توی سقوط هواپیما جون دادند. همین دو هفته پیش بود که یکی هم توی اوکراین افتاد. فکر کنم تا حالا 23-24 تا توپولوف 154 توی دنیا سقوط کرده. بابا این ایران - ایر- تور رو تعطیلش کنید بره.
جالب تر میدونید چیه؟ این تیتره.
" تنها 28 مسافر کشته شدند"
انگار نه انگار داریم راجع به جون آدمها صحبت میکنیم.



 

+ نوشته شده توسط هومن ابراهیمی در شنبه یازدهم شهریور 1385 و ساعت 12:8 بعد از ظهر |

رادیو زمانه - کلیک کنید

راديو زمانه، که از سيزده مردادماهِ سال هزار و سيصد و هشتاد و پنج خورشيدی فعاليتِ خود را آغاز کرد، راديو-وب‌سايتی است برای انتقال اطلاعات، تحليل و برنامه‌های آموزشی يا تفريحی. مخاطب اصلی زمانه، جامعه‌ی جوان ايرانی است و همه‌ی برنامه‌های اين راديو-وب‌سايت بر پايه‌ی کوشش برای فهم نيازها و خواست‌های ايرانيان تهيه می‌شود.
در سال 2004 و با همت ايرانيانی مانند فرح کريمی، نماينده‌ی پارلمان هلند، بودجه‌ای در اين پارلمان به تصويب رسيد تا رسانه‌ای فارسی‌زبان، با هدف تعامل فرهنگ‌ها و پيشبردِ آرمان حقوق بشر، در آمستردام بنيادگذاشته شود. منبع مالی اصلی راديو زمانه، بودجه‌ی مصوب پارلمان هلند است که در اختيار يک نهادِ رسانه‌ای مستقل با عنوان Press Now قرار گرفته است.
زمانه تلاش می‌کند به معيارهای اخلاقی و حرفه‌ای روزنامه‌نگاری، حقوق بشر و آزادی بيان و ارزش‌های جهان‌شمولِ دموکراتيک پايبند باشد و روزنه‌ای برای جوانان ايرانی به روی جهان به شمار رود. راديو زمانه می‌خواهد با بهره‌گيری از روزنامه‌نگاران، نويسندگان و برنامه‌سازان جوان، افق‌های تازه‌ای را در نگريستن به مسائل درون ايران بگشايد.
اين راديو-وب‌سايت به روی خوانندگان و شنوندگان خود باز است. هر شنونده يا خواننده‌ای می‌تواند برنامه‌ساز يا نويسنده‌ی زمانه باشد. بيشترين دادوستد با مخاطب، از مهم‌ترين اهدافِ زمانه است

+ نوشته شده توسط کسری نوابی در پنجشنبه نهم شهریور 1385 و ساعت 11:6 قبل از ظهر |

217827.jpg

اگر رویدادهای پیش بینی نا شده، فرصت گفت وگوی رودرروی سید حسین نصر و عبدالكریم سروش را در اجلاس «دین و مدرنیته» تهران در ماه گذشته گرفت، اما فرصتی دیگر دست داده تا این دو دین شناس عهد حاضر در مقابل یكدیگر و صدها دین شناس، استادان و دانشجویان ادیان سراسر جهان از اندیشه های خود سخن بگویند و تشریح كنند آنچه پیگیران بحث سنت گرایی و نوگرایی دینی طالب شنیدن از زبان این دو متفكر هستند. بیستم تا بیست و چهارم شهریور ماه جاری یكی از بزرگترین كنگره های جهانی دین، با عنوان «ادیان جهان پس از ۱۱ سپتامبر»، میزبان عبدالكریم سروش و سیدحسین نصر در مونترال كانادا است. در حالی كه نام سخنرانان اصلی این كنگره از دو ماه پیش در سایت رسمی اعلام شده بود، دو روز پیش نام سید حسین نصر به این فهرست افزوده شد كه نشان از اعلام تصمیم نهایی دكتر نصر برای حضور در عرصه ای دارد كه در نوع خود مخاطبان بسیاری را فراخوانده است. اما آیا نصر و سروش طی پنج روز هم مكانی در این كنگره و خارج از سخنرانی های رسمی خود كه بی شك حاوی مواضع و كلام هایی شفاف تر و مستدل تر از گذشته بر تایید اندیشه هایشان است به گفت وگویی هر چند استادانه و به دور از تمامی پیغام های خرده گیرانه گذشته خواهند نشست. این پرسشی است كه دریافت پاسخش تا كمتر از دو هفته دیگر امكان پذیر خواهد شد و اینچنین است كه می توان جست وجوی این پرسش در ذهن دو تفكر محافظه كار و اصلاح طلب داخل ایران را نیز گمانه زنی كرد. محافظه كاران حامی نصر و سنت گرایی دینی در یك سو و یاران سروش در بسط اندیشه اصلاح طلبی و نو گرایی دینی در سوی دیگر این «جدل احسن» را پیگیری خواهند كرد. و در این سو بانیان و میزبانان این كنگره ضابطان و ثبت كنندگان نخستین این هم اندیشی ها و دگراندیشی ها خواهند بود. به این ترتیب باز غرب فرصت میزبانی از دو اندیشمند ایرانی جهان اسلام و شنیدن از آنچه در ذهن و اندیشه پرورانده اند را از ما ربود و باز ما در خوش بینانه ترین نگاه، تنها ناقل و وارد كننده افكار آنها و نه بانیان و بستر ابراز آن، از آن سوی مرز به درون كشور خواهیم بود. كنگره جهانی ادیان جهان پس از ۱۱ سپتامبر كه در نخستین دوره خود دو سال پیش در بارسلونای اسپانیا برگزار شد، امسال نیز با هشت محور اصلی همچون دین و حقوق بشر، دین و علم، دین و رسانه، دین و زن و دین و معنویت از صبح ۱۱ سپتامبر آغاز به كار خواهد كرد. این در حالی است كه محورهای دین و جهانی شدن، دین و دیپلماسی بین المللی، دین، ستیز و صلح نیز در این دوره به دیگر مباحث افزوده شده است. برگزار كنندگان این كنگره هدف گردهمایی ادیان برای طرح راه های تعامل و هم اندیشی ادیان را در معرفی دین نه به مثابه نقطه اتكای آغاز جنگ فرهنگ ها و تمدن ها بلكه محوری برای گفت وگو و صلح پیگیری می كنند. شعار امسال كنگره Can a Religion be a force for good اعلام شده است. در فهرست سخنرانان امسال كنگره كه به نظر می رسد بیش از دوره پیش به حضور چهره های ایرانی اقبال نشان داده است نام اكبر گنجی، شیرین عبادی و نیز محمدعلی ابطحی، سید شهاب الدین مصباحی، عبدالله اسلامی، رضا سیمبار و نیكان خطیبی در فهرست ارائه كنندگان مقاله دیده می شود.

منبع: شرق -  پنجشنبه ۹ شهریور ۱۳۸۵

http://www.sharghnewspaper.com/850609/html/end.htm#s468069

+ نوشته شده توسط کسری نوابی در پنجشنبه نهم شهریور 1385 و ساعت 10:14 قبل از ظهر |

 DARK WATER

فیلم تاثیر گذاری بود. از یک کارگردان بزریلی الاصل و از همون نویسنده فیلم رینگ و مثل اون فیلم نسخه اولیه ژاپنی هم داره و البته ترسناک! با بازی خوب جنیفر کانلی. البته من فیلم رو از شبکه چهار خودمون دیدم و سانسور شده. حالا باید نسخه کامل رو هم پیدا کنیم.فیلم از لحاظ ترسناک بودن تو همون مایه های رینگ بود ولی باور پذیرتر. جنیفر کانلی زنی جدا شده از شوهرش که با دختر خردسالش در یک آپارتمان ازانقیمت در نیویورک (به گمانم ) ساکن میشود خانه ای با فضای سیاه و ترسناک و سقفی که از آن آب سیاه می چکد!! که بعدا مشخص می شود از توالت و دستشویی طبقه بالاست و در نهایت مشخص می شود که آره!! ...سر فیلم کلی مسخره بازی در آوردم و جیغ زدم و پشت مبل قایم شدم و ...که بیشترش ادا و اطوار بود.!! ولی فیلم واقعا تاثیر گذاشت روی مغز و روح اینجانب.

فیلم قشنگی بود حتما ببینید.

 پوستر انتخاب نشده فیلم


 

جنگل واژگون


پس از ماهها و شاید هم بیشتر!! موفق شدم یک رمان بخونم. کتاب " جنگل واژگون" آخرین کتاب چاپ شده در ایران سالینجر. خیلی خوب و البته سیاه بود. به قول یکی تکان دهنده بود. البته ما که زیاد تکان نخوردیم.

شاید به خوبی ناتور دشت و دلتنگیهای نقاش خیابان چهل و هشتم نبود ولی باز هم قشنگ بود. اصلا مگر این سالینجر دیوانه کتاب بد هم داشته. هر چند فرانی و زویی رو دوبار وسطش ول کردم اونهم به خاطر ترجمه مزخرف یارو بود.

یه نکته بی اهمیت ولی جالب انگیز توی داستانهای سالینجر اینه که میگه تو بهترین فلان کار کنی هستی که تا بحال دیدم یا فلانی بهترین بهمان کار کنیه که تا حالا دیدم . حالا اون کار خیلی هم کار شاقی نیست!! توی جنگل واژگون میگه فلانی"  بهترین کلاه صاف کنیه که من تا حالا دیدم" ! این جملات با مصداقهای دیگه توی داستانهای دیگه سالینجر هم هست.

+ نوشته شده توسط هومن ابراهیمی در شنبه چهارم شهریور 1385 و ساعت 12:6 بعد از ظهر |

Add to Technorati Favorites