مدرسه مفيد از جمله مدارس معروف و با كيفيت تهران است. البته بهتر است بگويم مدارس مفيد، چون به تدريج اين مجموعه رشد كرده است و يك مجتمع مدارس تشكيل داده است. دبيرستان شماره يك اين مجتمع در ابتداي خيابان زنجان سابق اولين مدرسه از اين مجموعه است. بعداً بزرگراه يادگار امام آمد يك تكه از سر خيابان زنجان را بريد. حالا اين مدرسه در ضلع غربي بزرگراه قرار گرفته و ديگر اتلاق خيابان زنجان براي محل آن بي مسماست. همان طور که در يادداشت قبلی ذکر کردم آشنايی من با اين مدرسه به دليل آن است که پسر دوم من، امين در اين مدرسه درس مي خواند. هدفم از اين نوشته تبليغ يک مدرسه نيست، اما برايتان توضيح می دهم که اين مدرسه جايگاه خاصی در فضای سياسی ايران دارد که ممکن است شناخت آن بی فايده نباشد.
كمي از سن حالاي امين بزرگتر بودم، حدود 28 سال پيش در خوابگاه شماره يك دانشگاه شريف اقامت داشتم، كه محل آن درست چسبيده به دبيرستان مفيد است. آن زمان در اتاق 212 (ساختمان قديمی) خوابگاه درست در منتهي اليه ضلع شرقي خوابگاه با رضا سيف الهي (كه بعداً فرمانده نيروي انتظامي شد) و مصطفي موهبت (كه بعداً از اعضاي بالاي مجاهدين خلق شد و همان اوايل در درگيري مسلحانه كشته شد) هم اتاق بوديم. هنوز يكي دو سالي به پيروزي انقلاب مانده بود. بالكن اناق ما مشرف بود به زمين كنار خوابگاه كه پر از نخاله هاي ساختماني و زباله بود و كمي آن طرف ترش تعداد زيادي آلونك نشين بودند. برخي از اين آلونك نشين هاي خيابان زنجان تا همين سالهاي اخير هم آن نزديكي استقرار داشتند. شنيدم که آخرين بازمانده هاي آنان در زمان شهرداري آقاي احمدي نژاد جمع آوري شدند.
اوايل سال 56 بود كه صبح يک جمعه از بالكن ديديم دو سه نفر دارند زمين كنار خوابگاه را بررسي مي كنند. يكي از آنها حاج آقاي روحاني چاق و درشت هيكلي بود كه از دور نمي توانستيم تشخيص دهيم كيست. بعدها فهميديم كه آقاي موسوي اردبيلي بوده است. آن روزها اولين اقدامات از بناي يك مؤسسه فرهنگي-آموزشي ماندگار به نام مفيد رقم زده می شد. اين مجموعه اكنون داراي سه دبيرستان و دو مدرسه راهنمايي است. در راستاي همين حركت آقاي موسوي اردبيلي در قم نيز دانشگاهي به همين اسم داير كرده است.
مدارس مذهبي در تهران و برخي شهرستانهاي بزرگ سابقه طولاني تري دارند. معمولاً خيرين و روحانيان علاقه مند به مسايل فرهنگي و تربيتي بنيان گزار اين قبيل مدارس هستند. به طور طبيعي اين مدارس و شيوه اداره آنها و نيز برنامه تربيتي كه در آنها پياده مي شود از گرايش ها و علاقه هاي سياسي و فكري بنيان گزاران آنها تأثير مي پذيرد. در اغلب موارد مدارس خصوصي از اين نوع، به تفكرات مذهبي سنتي و در مواردي نيز به انجمن حجتيه گرايش دارند. به مرور هر چه به زمان انقلاب نزديك تر مي شويم تك و توك مدارس مذهبي با گرايشات مدرن و انقلابي نيز شكل گرفتند.
قبل از انقلاب مدارس خصوصي معروفي بر مبناي تأكيدهاي درسي و علمي نيز وجود داشتند، مثل خوارزمي و هدف، كه در واقع مؤسسات انتفاعي آموزشي و رقابتي بودند كه رنگ و بوي خاص مذهبي نداشتند. بعد از انقلاب اين دسته اخير عملاً از هم پاشيدند. بعضي شان مصادره شدند، بعضي صاحبانشان رهايشان كردند و به انحاء مختلف آن فضاي رقابتي آموزشي از بين رفت. اما مدارس خصوصي مذهبي داراي حاميان و پشتيباناني در حاكميت بودند و لنگان لنگان به فعاليت خود ادامه دادند. در يك دوران هم كه افكار و ايده هاي چپ در كشور رونق داشت و بخصوص سالهاي اول جنگ همين چند مدرسه بازمانده دچار طوفان شدند.
ماجراها طولاني است و از ذكر آنها مي گذرم. خلاصه كلام اين که در مجلس سوم بحث شديدي درباره بودن يا نبودن مدارس خصوصي درگرفت كه سرانجام با تصويب قانون تأسيس مدارس غيرانتفاعي يك راه باريكه اي باز شد تا كساني كه از هفت خوان رستم عبور مي كنند و تا هفت جدشان در گزينش تأييد مي شوند بتوانند بدون سود بردن، صرفاً محض رضاي خدا مدرسه تأسيس كنند. بعداً با روي كار آمدن دولت راست مدرن هاشمي و به ويژه با وزارت نجفي در آموزش و پرورش، وضع برعكس شد و اين مدارس مورد تشويق قرار گرفتند. امكاناتي از قبيل زمين و وام هم به آنها تعلق گرفت.
از آن تاريخ تا به حال مدارس غيرانتفاعي بخشي در حدود 5 درصد از آموزش و پروش كشور را برعهده گرفتند كه به سهم خود بارقابل توجهي را از دوش دولت برمی دارد. از ظرايف روزگار اين است كه بسياري از همان چپ هاي دهه شصت آموزش و پرورشي كه با تمام قوا از حرمت و ممنوعيت مدارس غيرانتفاعي سخن مي گفتند در سالهاي بعد خودشان مجوز تأسيس مدرسه گرفتن و مشغول به كار شدند. به مرور برخي از شخصيت ها و جناحهاي سياسي و فكري نيز به اين نتيجه رسيدند كه توليت مدارس غيرانتفاعي كه با افكار و ايده هاي آنها نزديك باشد، مي تواند روشي براي نفوذ فرهنگي درازمدت اجتماعي برايشان فراهم كند. از آن جمله همين آقاي حداد عادل رئيس مجلس هفتم است كه مدرسه فرهنگ را در تهران تأسيس كرد. و يا مجتمع امام صادق كه تحت نظر آقاي مهدوي كني فعاليت مي كند و نمونه هاي ديگر.
در مجموع مي توان اذعان کردكه طيف نيروهاي راست در اين عرصه نسبتاً فعال تر بودند. مدارس معروف نيكان و علوي با فضاي خاص مذهبي و نسبتاً بسته و با كيفيت آموزشي بالا و نيز امكانات مادي قابل توجه، سرآمد اين جريان است. اما در طيف نيروهاي چپ، (به اصطلاح تاريخي آن، منظورم با استانداردهاي دهه 60 است) شايد تنها و تنها نمونه بارز و برجسته مدرسه مفيد باشد. هرچند در سالهاي بعد، همانطور كه گفتم مدارس متعدد ديگر توسط نيروهاي چپ و با افكار جديد تأسيس شد، اما مدرسه مفيد به دليل قدمت، كيفيت نيروهاي آموزشي و تجربه هاي خاص فرهنگي نمونه اي برجسته و متفاوت است.
آن طور كه مي گويند مفيد در سالهاي اوليه تأسيس با كمك هاي خيرين و مؤسسين آن به حيات ادامه مي داد و متكي به شهريه هاي دريافتي نبود. در سالهاي اول انقلاب به شكل يك مدرسه دولتي اما با كادر مستقل خود اداره مي شد. در دوران برو بياي چپ ها در زمان حيات امام خميني (ره) مدرسه پرنفوذ و مطرحي بود كه از حمايت هاي آموزش و پرورش نيز بي بهره نمي ماند.
در سالهاي جنگ تحميلي فرهنگ جنگ و جبهه تأثير ويژه اي بر فضاي فكري اين مدرسه گذاشته بود. مجموعاً اين مدرسه حدود 66 شهيد از ميان دانش آموزان و يا فارغ التحصيلانش (كه با مدرسه همكاري مي كردند) داشته است. بچه هاي مفيدي كه در جبهه يا به دست منافقين به شهادت مي رسيدند، جنازه شان را به مدرسه مي آوردند و طي مراسم مفصلي تشييع مي كردند. سالهاي 64 تا 66 اوج اين ماجراها بوده است. هر تشييع جنازه شهيد تا روزها و هفته ها فضاي مدرسه را تحت تأثير قرار مي داد و حالت خاصي را بر آنجا حكمفرما مي كرد.
از آن دوران تاكنون هر سال در مدرسه هفته خاصي به نام هفته شهدا تعيين مي شود و طي آن بچه ها با فعاليت بي شائبه اي به تجليل و يادآوري خاطرات شهداي مدرسه اقدام مي كنند. اين مراسم پس از نزديك 22 سال تكرار هنوز حاكي از شدت تأثير رخدادهاي جنگ و به ويژه شهداي دانش آموز در اين محيط است و به وضوح مي شود عمق اين تأثير را از نمايشگاهي كه برگزار مي كنند و مراسمي كه مي گيرند مشاهده كرد. هر چند نهايتاً گريزي از اين واقعيت نيست كه گرد گذشت ايام به تدريج از داغي و هيجان مراسم در بين نسل هاي بعدي كم مي كند و نمي توان همان روحيه دو دهه قبل را از آنها انتظار داشت. البته بچه هاي نجيب مفيد با تمام وجودشان تلاش مي كنند آن احساس و جوشش دوران جنگ را در خود زنده نگه دارند، اگر چه اين كار چندان هم آسان نيست. خدا رحمت كند مرحوم حاج آقا شكوري راد (پدر دكتر شكوري راد) را که طي حدود دو دهه مدير دبيرستان مفيد بود. البته در اين اواخر كارهاي اجرايي را به فرهنگيان جوان مفيد سپرده بود و تنها بر كارها نظارت مي كرد. بعد از وفات آن مرحوم، بچه هاي مفيد در مراسمي شبيه مراسم تشييع شهداي مدرسه او را نيز بدرقه كردند.
برخي از مديران و مسئولان مدرسه در دهه هاي اول انقلاب در حكومت و جريان هاي سياسي صاحب تأثير، نفوذ قابل توجه داشتند، كه از آن جمله است جريان سياسي "انجمن اسلامي معلمان" كه تا قبل از دولت آقاي هاشمي نفوذ زيادي داشت و بعد از آن در دوره اصلاحات نيز با فضاي فكري متفاوت، كم و بيش داراي تأثير بود.
در دوره اصلاحات به تدريج يك نكته روشن شد و آن اينكه بر و بچه هايي كه از مفيد فارغ التحصيل شده اند اگر علايق سياسي داشته باشند اغلب در روند رشد شخصيتي خود جذب جبهه اصلاحات مي شوند. به همين دليل دوستان اصلاح طلب هم بيشتر تلاش دارند فرزندانشان در اين مدرسه درس بخوانند. ويژگي مهم اين مدرسه آن است كه ضمن كيفيت آموزشي نسبتاً خوب و درصد بالاي قبولي در كنكور از يك فضاي فرهنگي سالم و قابل اعتماد برخوردار است.
اين فضا ضمن اينكه در پايه و اساس خود مذهبي است اما بسته و محدودكننده نيست. بچه ها احساس نمي كنند در منگنه فشارهاي فرهنگي مدرسه و محدوديت هاي اعلام شده يا اعلام نشده هستند. اغلب آنها نماز مي خوانند و در برنامه هاي اردويي و جلساتشان نماز جماعت بر پا مي شود، اما هيچكس بابت عدم شركت در آن مؤاخذه نمي شود. در مدرسه سعي مي شود قدرت تحليل و ديد سياسي بچه ها بالا رود، اما به طور مستقيم موضع خاصي به آنها القا نمي شود. در بين دانش آموزان و فارغ التحصيلان مفيد تعداد قابل توجهي از بچه هاي راست نيز ديده مي شوند. فضاي مدرسه براي بحث و تبادل نظر سياسي بچه ها باز است و آنها فرا مي گيرند كه به راحتي مي شود نظرات مخالف را شنيد، اما در عين حال آن طور هم نيست كه مثلاً در اثناي يك انتخابات خاص محيط مدرسه عرصه تاخت و تاز تبليغات احزاب واقع شود.
تصور من اين است كه آنچه باعث مي شود بخش قابل توجهي از بچه هايي كه از مدارسي نظير مفيد فارغ التحصيل مي شوند در دوره دانشجويي و پس از آن در زمره نيروهاي مؤثر اصلاح طلب قرار گيرند به هيچ وجه به تبليغات مستقيم يا موضع گيري سياسي و علني مسئولان اين مدرسه مربوط نمي شود. بلكه عامل اين امر عمدتاً به نوع تربيت آنها بر مي گردد كه از سويي تربيتي مذهبي و ارزشي است و از سوي ديگر در عمل با رفتارهايي از نوع تحمل و پذيرش ديگران و احترام به حقوق و آزادي شهروندان خو مي گيرند. به بيان ديگر پديده مفيد را نبايد پديده اي منحصر به يك گروه خاص از فرهنگيان و مربيان به شمار آورد. به نظر من در آينده شاهد نمونه هاي متعدد ديگر از محيط هاي تربيتي مشابه خواهيم بود.
منبع: http://shirzad.ir/2006/02/post_20.html
+ نوشته شده توسط کسری نوابی در دوشنبه شانزدهم مرداد 1385 و ساعت
8:43 بعد از ظهر |